سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
511
تاريخ ايران ( فارسى )
خود تنها بناى حكمرانى را گذاشت . پس از سه سال مجلس مغستان از او تنگ آمده سفيرى بروم فرستاد و از كلوديوس « 1 » قيصر درخواست كرد كه مهرداد پسر ونن را كه در روم ميزيست روانه دارد ، اين درخواست مورد قبول واقع شده بار ديگر يكنفر مدعى تاج و تخت پارت از روم از فرات عبور كرد . جمعى از نجبا و سران پارتى به او ملحق شدند . ولى با اين حال گودرز در آخر بر او غالب آمد . براى آئين پيروزى او همچنانكه در فصل سى و دوم اشاره نموديم نقش برجستهء كوه بيستون تشكيل يافته است . كشمكش و جنك بر سر ارمنستان پس از مرگ گودرز دوباره با روم سر ارمنستان نزاع سختى در گرفت ، جانشين او ونن دوم چند ماهى بيشتر سلطنت نكرد ، پس از بلاش « 2 » اول پسر بزرگ وى كه از زن غيرعقدى يونانى بود از به دو سلطنت به خيال تسخير ارمنستان بوده و ميخواست سلطنت آنجا را ببرادر خود تيرداد ببخشد . سلطنت اين كشور بدبخت هنوز با مهرداد برادر فرسمن پادشاه ايبرى ( گرجستان ) بود ، ولى نامبرده پسرى داشت بنام راداميست « 3 » كه بسيار جاهطلب بود . پدر براى آنكه اين غريزهء پسرش را جاى ديگر به كار زده باشد ويرا دلالت نمود كه عموى خود را بقتل رسانده تاج و تخت را تصاحب نمايد . نقشهء زشت و قبيحى كه براى اين كار كشيده شد با موفقيت انجام گرفت ، بلاش پادشاه پارت كه وضع ارمنستان را مغشوش ديد پس از جلوس بر تخت در سال 51 ميلادى بدون درنگ به آنجا حمله برده قواى حريف را به كلى تارومار كرد ، ولى بعد بواسطهء بيمارى واگيردارى كه در آن سرزمين متعاقب قحطى شيوع يافت مجبور گرديد كه آن كشور را ترك گويد . اينجا راداميست به محل خود برگشت و تا سه سال هم در سكون و آرامش بود . پادشاه پارت مدتى گرفتار مهم اديابن بوده و پادشاه آنجا كه دستنشاندهء وى
--> ( 1 ) - Claudius . ( 2 ) - بلاش مخفف ولگاش است و روميها ولگاش را ولگزس ضبط كردهاند ( مترجم ) . ( 3 ) - Rhadamistus .